امروز: 2026/07/27 ساعت : 23:49
  • نقد و بررسی
  • سینما
  • حساب کاربری
  • نقد فیلم Enola Holmes 3 | بازگشت انولا به مالت، اما با معمایی آشفته و بی‌منطق

    معرفی فیلم Enola Holmes 3

    وقتی یک فرنچایز محبوب به قسمت سوم می‌رسد، معمولاً این سؤال مطرح می‌شود که آیا هنوز آن جرقه اولیه را حفظ کرده یا نه. Enola Holmes 3 که به‌تازگی از نتفلیکس پخش شده، نشان می‌دهد این نگرانی کاملاً بی‌دلیل نبوده است. فیلم سوم ماجراجویی‌های خواهر شرلوک هلمز، به‌جای پیشرفت معنادار، بیشتر شبیه سفری پراکنده و گاه بی‌هدف است که در لوکیشن زیبای مالت اتفاق می‌افتد، اما از نظر روایی چندان سرپا نمی‌ایستد.

    این فیلم بار دیگر میلی بابی براون را در نقش انولا هلمز و هنری کویل را در نقش شرلوک هلمز بازمی‌گرداند، اما این‌بار نه معمایی منسجم در کار است و نه همان انرژی دلنشین دو قسمت قبل به‌درستی حفظ شده است.

     

    خلاصه داستان Enola Holmes 3

    داستان از جایی آغاز می‌شود که انولا هلمز تصمیم گرفته زندگی مستقل خود را با ازدواج با لرد توکسبری وارد مرحله تازه‌ای کند. محل برگزاری مراسم، جزیره‌ای زیبا در مالت است؛ همان جایی که والدین داماد سال‌ها پیش ازدواج کرده بودند.

    در ظاهر همه‌چیز برای یک مراسم باشکوه آماده است، اما خیلی زود همه‌چیز به هم می‌ریزد. شرلوک هلمز ناپدید می‌شود، مادرشوهر آینده انولا نیز گم می‌شود و در ادامه چند جسد هم پیدا می‌شوند. حالا انولا باید همزمان با دغدغه‌های شخصی‌اش، وارد یک پرونده پیچیده شود و حقیقت ماجرا را کشف کند.

    اینجا نقطه‌ای است که فیلم می‌خواهد خود را یک معمای جدی جا بزند، اما خیلی زود مشخص می‌شود که با آشفتگی فیلمنامه طرف هستیم، نه پیچیدگی حساب‌شده.

     

    انولا هلمز؛ کارآگاهی که دیگر مثل قبل فکر نمی‌کند

    یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های دو قسمت قبلی، هوش و قدرت استنتاج انولا بود. او شخصیتی بود که می‌توانست با تکیه بر منطق و تحلیل، خودش را کنار شرلوک هلمز قرار دهد. اما در Enola Holmes 3 این ویژگی تقریباً از بین رفته است.

    انولا در این فیلم کمتر تصمیم‌گیرنده است و بیشتر توسط اتفاقات به جلو رانده می‌شود. او به‌جای آنکه با استدلال معماها را حل کند، مدام در مکان درست و زمان درست ظاهر می‌شود؛ انگار فیلمنامه او را به‌جای کارآگاه، به مسافری تصادفی تبدیل کرده است.

    این بزرگ‌ترین ضعف فیلم است:

    وقتی تماشاگر حس کند شخصیت اصلی معما را حل نمی‌کند، بلکه صرفاً در جریان رویدادها شناور است، تعلیق از بین می‌رود.

     

    شرلوک هلمز؛ حضوری کم‌اثر و سرد

    اگر طرفدار هنری کویل باشید، شاید همچنان از دیدن او در نقش شرلوک لذت ببرید؛ اما حقیقت این است که شرلوک در این فیلم بیشتر شبیه یک حضور تزئینی است تا یک شخصیت فعال.

    در قسمت‌های قبلی، او دست‌کم رابطه‌ای گرم‌تر با انولا داشت، اما اینجا چهره‌ای اخمو، سرد و بی‌حوصله از خود نشان می‌دهد. مشکل از بازی کویل نیست، بلکه فیلمنامه هیچ نقش مهمی برای شرلوک در نظر نگرفته است. او در عمل فقط یک نام آشناست که باید روی پوستر باشد.

     

    شکستن دیوار چهارم؛ ترفندی که این‌بار خسته‌کننده می‌شود

    انولا از همان فیلم اول عادت داشت گاهی رو به دوربین حرف بزند و مستقیم با تماشاگر ارتباط بگیرد. این تکنیک اگر به‌اندازه استفاده شود، می‌تواند جذاب و بامزه باشد. اما در این قسمت، استفاده بیش از حد از آن باعث شده اثر معکوس بگذارد.

    به‌جای صمیمیت یا شوخ‌طبعی، این شیوه در Enola Holmes 3 گاهی به یک عادت فرسایشی تبدیل می‌شود؛ طوری که دیگر کمکی به روایت نمی‌کند و فقط حواس مخاطب را از داستان اصلی پرت می‌کند.

     

    موریارتی؛ شروری که تهدیدی واقعی نیست

    هر فیلم کارآگاهی خوب به یک ضدقهرمان قدرتمند نیاز دارد. کسی که هم هوشمند باشد و هم حضورش تهدیدآمیز احساس شود. اما در این فیلم، شخصیت منفی اصلی چندان به‌یادماندنی نیست.

    پرداخت این شخصیت به‌جای آنکه او را به یک مغز متفکر جنایتکار تبدیل کند، بیشتر به چهره‌ای کاریکاتوری و ضعیف شبیه کرده است. در نتیجه، رویارویی نهایی نیز به‌جای یک تقابل ذهنی جذاب، بیشتر به درگیری‌های فیزیکی کم‌اثر ختم می‌شود.

     

    تلاش فیلم برای بالغ‌تر شدن؛ اما به شکلی سطحی

    سازندگان فیلم گفته‌اند که می‌خواستند این فرنچایز هم‌پای مخاطبانش بزرگ شود. به همین دلیل، فضای رنگارنگ و فانتزی دو قسمت قبل را کنار گذاشته‌اند و به سمت حال‌وهوایی جدی‌تر و تاریک‌تر رفته‌اند.

    فیلم سعی می‌کند به موضوعاتی مثل استعمار بریتانیا در مالت، بی‌عدالتی اجتماعی و امپریالیسم بپردازد، اما این مضامین به‌جای آنکه در داستان حل شوند، بیشتر شبیه لایه‌هایی سطحی و شعاری هستند. وقتی یک فیلم از نظر منطق روایی مشکل دارد، اضافه کردن موضوعات سنگین هم الزاماً به عمق آن کمک نمی‌کند.

     

    تنها نقاط قوت: مالت و بازی میلی بابی براون

    با وجود تمام ایرادها، فیلم کاملاً خالی از نکات مثبت نیست. مهم‌ترین آن‌ها، لوکیشن‌های چشم‌نواز مالت است. سواحل آفتابی، آب‌های فیروزه‌ای و معماری تاریخی جزیره، جلوه بصری خوبی به فیلم داده‌اند.

    همچنین میلی بابی براون هنوز هم پرانرژی‌ترین عنصر فیلم است. او تمام تلاشش را می‌کند تا به فیلمنامه جان بدهد، اما این تلاش برای نجات اثری که از ریشه دچار مشکل است، کافی نیست. انولا در این قسمت رشد عاطفی یا شخصیتی محسوسی ندارد و همین باعث می‌شود شعار فیلم درباره «بزرگ شدن» چندان باورپذیر نباشد.

     

    جمع‌بندی؛ فیلمی که معمای خوبی برای حل کردن ندارد

    Enola Holmes 3 بیشتر از آنکه یک فیلم کارآگاهی منسجم باشد، مجموعه‌ای از ایده‌های نیمه‌کاره، شخصیت‌های کم‌رمق و حفره‌های منطقی است. فیلم در ظاهر می‌خواهد جدی‌تر و بالغ‌تر باشد، اما در عمل از همان سادگی دلنشین قسمت‌های قبلی هم فاصله گرفته است.

    اگر صرفاً از طرفداران میلی بابی براون هستید یا می‌خواهید یک فیلم سبک و تماشایی در پس‌زمینه ببینید، شاید این اثر برایتان قابل‌تحمل باشد. اما اگر دنبال یک داستان معمایی هوشمندانه، شخصیت‌پردازی قوی و ریتمی حساب‌شده هستید، Enola Holmes 3 ناامیدتان می‌کند.

     

    امتیاز نهایی

    امتیاز منتقد: ۴ از ۱۰

    فیلمی که نه برای هواداران قدیمی راضی‌کننده است و نه برای مخاطب تازه چیزی برای ارائه دارد.

    رضایت کاربران: 100٪
    amir
    فارس گیم

    سلام به دنیای گیم , تکنولوژی و سینما

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *